اعضای جامعه از حیث تحصیلات و درآمد و طبقه و جنسیت و قومیت و و منزلت و ثروت و قدرت و قانون گرایی و امثالهم متفاوت اند. این تفاوت ها ذاتی و خود خواسته یا توارثی نیست و به نابرابری فرصت ها و دسترسیهای اجتماعی آن ها نظیر امکان استفاده از سرمایه انسانی بر پایه بهره مندی از آموزش و مهارت و تجربه شغلی و امثالهم بر می گردد. در این صورت فقر در پرتو محدودیت مجالها و دسترسی های ساختی به معرفت اندوزی و مهارت آموزی و بازار کار مایه معنا می یابد و خرده فرهنگی انحرافی نیست که چنین گناهی را مستوجب سازد. در این صورت فقر ناشی از اختلالات کارکردی خرده نظام های اجتماعی و تبادل دستاوردهای اقتصادی و سیاسی و حقوقی و فرهنگی و نظایرآنها است و بی توجه به مطالبات جنبشهای اجتماعی قابل رفع نمی نماید.
برچسب:
نویسنده: امیر نظری
تاريخ: چهارشنبه
2 خرداد
1403 ساعت: 0:34